<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>مذهبی</title>
<link>https://aghaimamzaman.blogfa.com</link>
<description>درباره ی دین اسلام</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 07 Nov 2012 12:52:48 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>مباهله</title>
<link>https://aghaimamzaman.blogfa.com/post/49</link>
<description>روز بيست ‏و چهارم ‏بنابر اَشْهر روزيست ‏که ‏مُباهَلَه ‏کرد رسول‏ خدا صلى الله عليه وآله با نصاراى نجران و پيش‏ از آنکه‏ خواست‏ مُباهله ‏کند عبا بر دُوش مبارک گرفت و حضرت اميرالمؤمنين و فاطمه و حَسَن و حسين‏عليهم السلام را داخل در زير عبا نمود و گفت پروردگارا هر پيغمبرى را اهل‏بيتى بوده است که مخصوص‏ترين خلق بوده‏اند به او خداوندا اينها اهل‏ بيت ‏منند پس‏ از ايشان برطرف کن شک و گناه را و پاک کن ايشان ‏را پاک کردنى پس جبرئيل نازل شد و آيه تطهير در شأن ايشان</description>
<pubDate>Wed, 07 Nov 2012 12:52:48 +0330</pubDate>
<dc:creator>aghaimamzaman</dc:creator>
<guid>aghaimamzaman.blogfa.com/post/49</guid>
</item>
<item>
<title>اعمال غدير خم</title>
<link>https://aghaimamzaman.blogfa.com/post/48</link>
<description>در باب عيد غدير آمده است: روز عيد غدير عيدالله الاکبر و عيد آل محمّد(ص) است و در روايتي از امام صادق(ع) آمده است که از آن جناب پرسيده شد آيا مسلمانان را غير از جمعه و فطر و قربان عيدي هست؟ فرمودند: آري. عيدي هست که حرمتش از همه اعياد بيشتر است. راوي گفت: کدام عيد است؟ حضرت فرمودند: روزي است که پيامبر(ص) اميرالمومنين علي(ع) را به جانشيني خود نصب فرمود و اعلام کرد: هر که من مولا و آقاي اويم، پس علي مولا و آقا و پيشواي اوست و آن روز هيجدهم ذي الحجه است.</description>
<pubDate>Wed, 31 Oct 2012 13:20:53 +0330</pubDate>
<dc:creator>aghaimamzaman</dc:creator>
<guid>aghaimamzaman.blogfa.com/post/48</guid>
</item>
<item>
<title>منتخبي از دعاي عرفه امام سجاد عليه السلام</title>
<link>https://aghaimamzaman.blogfa.com/post/47</link>
<description>از دعاهاي حضرت امام سجاد عليه السلام در روز عرفه است كه: خدايا! مرا شاكر و صابر گردان و مرا در چشم خويش خوار و در نظر مردم بزرگوار گردان . خدايا! در همه كارها عاقبت ما را به خير كن و ما را از خواري دنيا و عذاب آخرت نگهدار . خدايا! مرا به علم توانگر ساز و به حلم زينت بخش و به تقوا عزيز كن و به عافيت زيبايي ده . خدايا! از زوال نعمت و تغيير عافيت و غضب ناگهاني و همه چيزهايي كه مايه ناخشنودي توست به تو پناه مي برم .</description>
<pubDate>Wed, 24 Oct 2012 13:40:58 +0330</pubDate>
<dc:creator>aghaimamzaman</dc:creator>
<guid>aghaimamzaman.blogfa.com/post/47</guid>
</item>
<item>
<title>برگزيده‎اي از دعاي امام حسين عليه السلام در عرفه</title>
<link>https://aghaimamzaman.blogfa.com/post/46</link>
<description>1ـ ستايش حق تعالي: ستايش سزاوار خداوندي است كه كس نتواند از فرمان قضايش سرپيچد و مانعي نيست كه وي را از اعطاي عطايا، باز دارد. و صنعت هيچ صنعتگري به پاي صنعت او نرسد. بخشنده بي‎دريغ است. اوست كه بدايع خلقت را به سرشت و صنايع گوناگون وجود را با حكمت خويش استوار ساخت... . 2 - تجديد عهد و ميثاق با خدا: پروردگارا به سوي تو روي آورم. و به ربوبيت تو گواهي دهم. و اعتراف كنم كه تو تربيت كننده و پرورنده مني.</description>
<pubDate>Wed, 24 Oct 2012 13:39:25 +0330</pubDate>
<dc:creator>aghaimamzaman</dc:creator>
<guid>aghaimamzaman.blogfa.com/post/46</guid>
</item>
<item>
<title>&quot;ترجمه ي دعاي عرفه توسط دكتر علي شريعتي&quot;</title>
<link>https://aghaimamzaman.blogfa.com/post/45</link>
<description>اگر به فرض كه هيچ دليلي بر حقانيت و صلاحيت امام حسين (ع) نباشد ,بعد آدم يك بار دعاي عرفه بخواند, مي شود به &quot;حسين&quot; ايمان نياورد؟نشناسدش؟عاشقش نشود؟ديوانه اش نشود؟آيا چنين چيزي امكان دارد؟ حمد و سپاس خدايي را سزاست كه تير حتمي قضايش را هيچ سپري نمي شكند و لطف و محبت و هدايتش را هيچ مانعي باز نمي دارد و هيچ آفريده اي به پاي شباهت مخلوقات او نمي رسد. ............ . حهل و ناداني من و عصيان و گستاخي من تو را باز نداشت از اينكه راهنمايي ام كني به سوي صراط قربتت و</description>
<pubDate>Wed, 24 Oct 2012 13:21:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>aghaimamzaman</dc:creator>
<guid>aghaimamzaman.blogfa.com/post/45</guid>
</item>
<item>
<title>زندگینامه ی شیخ مفید</title>
<link>https://aghaimamzaman.blogfa.com/post/44</link>
<description>نورانيت علم و دانش و اخلاص در وجود شيخ به درجاتى او را فرا گرفته که وقتى فتوايى را به طور غير عمد و به اشتباه جواب داد حضرت ولى عصر (عج ) خود با پيغامى آن را اصلاح فرمود پس از مدتى که مرحوم شيخ مفيد آگاه شد و در پى آن از دادن فتوا منصرف گرديد، آن حضرت طى نامه اى خطاب به مرحوم مفيد فرمود:بر شماست که فتوا بدهيد و بر ماست که شما را استوار کرده و نگذاريم در خطا بيفتيد.نقل کرده اند که : مساءله اى فقهى بين استاد و شاگردش سيد مرتضى بحث گرديد که استاد نظرى و شاگرد</description>
<pubDate>Fri, 08 Jun 2012 06:58:14 +0330</pubDate>
<dc:creator>aghaimamzaman</dc:creator>
<guid>aghaimamzaman.blogfa.com/post/44</guid>
</item>
<item>
<title>زندگینامه ی شیخ رضی</title>
<link>https://aghaimamzaman.blogfa.com/post/43</link>
<description>سيد رضى روزى نزد الطايع بالله نشسته بود و بى اعتنا به جاه و جبروت ، خليفه محاسن خود را به دست گرفت ، به طرف بينى بالا مى برد. خليفه خواست که بر سيد طعنه بزند و قدرت پرزرق و برقش را به رخ او بکشد، رو به سيد کرد گفت :گمان مى کنم بوى خلافت را استشمام مى کنى ؟سيد رضى با همان متانت و شجاعت هميشگى پاسخ داد: بلکه بوى نبوت را استشمام مى نمايم</description>
<pubDate>Fri, 08 Jun 2012 06:56:52 +0330</pubDate>
<dc:creator>aghaimamzaman</dc:creator>
<guid>aghaimamzaman.blogfa.com/post/43</guid>
</item>
<item>
<title>زندگینامه ی زهیر</title>
<link>https://aghaimamzaman.blogfa.com/post/42</link>
<description>در سال 16 هجرى در کربلا در رکاب امام حسين عليه السلام به شهادت رسيد.بعد از بيانات شب عاشوراى امام حسين عليه السلام اصحاب يکى پس از ديگرى وفا دارى خود را ابراز مى نمودند. زهير بن قين برخاسته عرضه داشت : به خدا سوگند که من دوست دارم کشته شوم آناه زنده گردم دوباره کشته شوم تا هزار مرتبه مرا بکشند و زنده شوم و در مقابل آن خداوند شما و فرزندان و اهلبيت شما را سالم نگه دارد.</description>
<pubDate>Fri, 08 Jun 2012 06:56:06 +0330</pubDate>
<dc:creator>aghaimamzaman</dc:creator>
<guid>aghaimamzaman.blogfa.com/post/42</guid>
</item>
<item>
<title>زندگینامه ی حجر</title>
<link>https://aghaimamzaman.blogfa.com/post/41</link>
<description>در مروج الذهب مسعودى است : عدى بن حاتم به معاويه برخورد کرد و معاويه از او سؤ ال کرد که فرزندانت را چه کردى ؟گفت : آنها در رکاب امام على عليه السلام به شهادت رسيدند.معاويه گفت : آيا از انصاف است که فرزندان على زنده بمانند اما فرزندان شما کشته شوند؟عدى جواب داد: اى معاويه من انصاف را درباره على عليه السلام رعايت نکردم . زيرا او کشته شد و من زنده ماندم ، مى بايست جان خود را در زمان حيات فدايش مى کردم .معاويه گفت : هنوز از قصاص خون عثمان باقى مانده او را</description>
<pubDate>Fri, 08 Jun 2012 06:55:04 +0330</pubDate>
<dc:creator>aghaimamzaman</dc:creator>
<guid>aghaimamzaman.blogfa.com/post/41</guid>
</item>
<item>
<title>زندگینامه ی زید</title>
<link>https://aghaimamzaman.blogfa.com/post/40</link>
<description>از فضل بن شاذان روايت است که : که زيد از رؤ ساى تابعين و زهاد ايشان بود و چون عايشه به بصره رسيد به او نامه اى نوشت :اين کتابتى است از عايشه زوجه پيامبر صلى الله عليه و آله به فرزندش زيد بن صوحان خالص الاعتقاد وقتى اين نامه بدست شما رسيد مردم کوفه را از نصرت و يارى على بن ابيطالب باز دار تا امر ديگرم به تو برسد.وقتى نامه بدست زيد رسيد جواب نوشت : ما را امر کرده اى به چيزى که به غير آن را ماءموريم و خود ترک چيزى کرده اى که به آن ماءمور هستى و السلام</description>
<pubDate>Fri, 08 Jun 2012 06:54:08 +0330</pubDate>
<dc:creator>aghaimamzaman</dc:creator>
<guid>aghaimamzaman.blogfa.com/post/40</guid>
</item>
</channel>
</rss>
