آيت الله راکى مى گويد: حضرت آقاى خمينى يک مدتى را در اراک بوده اند و در حوزه آنجا تحصيل مى کردند و حتى منبر مى رفته اند، من در آن مدت با ايشان آشنايى نداشتم ، اما آن وقتى که در قم بوديم خوب آشنا شديم و يکى از هم صحبتهاى بنده بودند. گاهى اتفاق مى افتاد از منزل تا ميدان کهنه قم نزديک شاهزاده حمزه اين راه را به همراه هم طى مى کرديم و ضمن صحبتها و مباحثه ها بر مى گشتيم و اين مساءله بسيار اتفاق افتاد، با هم خيلى ماءنوس ‍ بوديم .آن اوايل که وارد قم شدم ايشان به من اظهار کرد شما يک درس تفسير صافى براى من بگوييد تفسير صافى با اصول و فقه و اصطلاحات ماءنوس ‍ نبودم چند شب تدريس کردم اما ديگر نرفتم ، ايشان هم اصرارى نکردند.ايشان مرد بسيار جليلى است و شناختم او را جلالت ، بسيار مرد پاکى است ، پاک ، پاکى نفس دارد، پاکى ذاتى و درونى دارد و اين بر همه خلق معلوم شده است .ما در مدت پنجاه سال که با اين شخص بزرگ آشنا پيدا کرده ايم ، غير تقوا و ديانت و سخاوت و شجاعت و بزرگى نفس و بزرگى قلب و کثرت ديانت و جديت در علوم نقلى و عقلى و مقامات عالى بود... در او نيافتيم . اين مرد قد مردانگى علم کرد و در مقابل کفر ايستادگى کرد و دست غيبى هم با او همراهى کرد، به طورى که محير العقول بود و هيچ خانه اى و هيچ زاويه اى از زواياى اين مملکت باقى نماند مگر که گفته شد. مرگ بر شاه او جان در کف دست گذاشته است و در مقابل تبليغ قرآن و دين حنيف اسلام جانبازى مى کند. جان در کف گذاشته و حاضر بر شهادت شده است . خداوند يک قوه غريبى در اين مرد خلق فرموده که به هيچ احدى نداده ، همچنين جراءتى ، چنين شجاعتى و ديدى به او داده است که به احدى نداده ، او مانند جدش على بن ابى طالب عليه السلام است . يک چنين کسى کمياب است . کم نظير است و نظير ندارد. آيت الله راکى در تاءييد انقلاب اسلامى فرمودند: جماعت دنيا که رئيس آنها آمريکا و شوروى است و سايرين که دست بسته آنان هستند، همگى در يک طرف هستند و آقاى خمينى تنها... آقاى خمينى نيک نفسى است . جاى شک ندارد و هيچ غرضى در او جز ترويج دين نيست ... اين دو نفر، پدر و پسر (رضا شاه و محمد رضا شاه ) چه کارها که کردند، مى خواستند اصل دين اسلام را به کلى از ريشه بکنند، مثل يزيد که مى خواست به کلى ريشه دين را از بين ببرد. اگر نهضت حضرت سيدالشهداء عليه السلام نبود، الان من و شما کافر بوديم .اشهد ان لا اله الا الله بين ما نبود.